
مثل طلوع خاطره ای
در واپسین لحظه های تلخ ناامیدی
دلپذیر
در متن جاری سالیان متمادی
بردبار و شکیبا
با دست هایت که مایۀ آرامش من است
دنیا را دوست دارم
زیرا تو در آنی
و چشمانت را
و غمی که در آن موج می زند
و لبانت را
که به من می آموزند
چگونه دوستت بدارم ...
