
آمدم..
برای با تو بودن..
از سرد ترین
روز زمستان..
تا پناه ِ امن ِ تابستانه ی
آغوشت...........
نگاهم کن که تو چشمات٬ یه دریای پر از رازه
تو بغض ِ سنگی ِ قلبت٬ پر از فریاد و آوازه
به من خو کن که بی چشمات٬ گم و گیج و هراسونم
به من که بی تو یک لحظه م٬ تو این دنیا نمی مونم
برام قصه بساز از عشق٬ از این دلدادگی با تو
از این بی تابی ِ هر روز٬ تا وقت ِ زندگی با تو
نگاهم کن! نگاهم کن که جون ِ تازه می گیرم
به من حسی بده از نو! به من که بی تو میمیرم
برای لمس این باور٬ منو غرق ِ گناهم کن
نترس از سردی ِ دستام! فقط یک بار نگاهم کن